السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
254
تفسير الميزان ( فارسي )
كه : تو به درگاه خداى سبحان حوائج ضرورى دارى كه غير او هيچ كس نمىتواند آن را بر آورد ، و وسيله برآورده شدن آنها همين است كه دين او را پيروى كنى ، پس اين كفار كه انتظار دارند تو هواهايشان را پيروى كنى هيچ حاجتى از حاجات تو را برنمىآورند . و يا تو را به هيچ مرتبه از مراتب ، اغناء و بىنياز از خدا نمىكنند . * ( « وَإِنَّ الظَّالِمِينَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَاللَّه وَلِيُّ الْمُتَّقِينَ » ) * - آنچه كه از سياق به دست مىآيد اين است كه اين جمله تعليل ديگرى است براى نهى از پيروى از اهواء جاهلان . و نيز برمىآيد كه مراد از « ظالمين » پيشوايانى هستند كه رسول خدا ( ص ) مامور شده از أهواء مبتدعه آنها پيروى نكند . و مراد از « متقين » كسانى هستند كه دين خدا را پيروى مىكنند . و معناى جمله اين است كه : خدا ولى و سرپرست كسانى است كه پيروى از دين او كنند ، و براى اين سرپرست ايشان است كه متقى هستند ، و خدا ولى مردم متقى است . و كسانى كه هواهاى جاهلان را پيروى مىكنند ، خداى تعالى ولى آنها نيست ، بلكه آنها خودشان ولى يكديگرند ، چون ستمكارند ، و ستمكاران ولى يكديگرند . پس تو اى رسول گرامى ، دين مرا پيروى كن تا من ولى تو باشم ، و از اهواء آنان پيروى مكن تا آنان ولى تو نشوند ، چون ولايت آنان هيچ دردى از تو دوا نمىكند ، و جاى ولايت خدا را نمىگيرد . در اين جمله پيروان اهواء را كه غير از دين خدا را پيروى مىكنند ، « ظالمين » خوانده ، و اين با مطلبى كه از آيه « أَنْ لَعْنَةُ اللَّه عَلَى الظَّالِمِينَ الَّذِينَ يَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّه وَيَبْغُونَها عِوَجاً وَهُمْ بِالآخِرَةِ كافِرُونَ » « 1 » استفاده مىشود ، موافق است ، چون در اين آيه نيز ستمگران را عبارت دانسته از كسانى كه جلو راه حق را مىگيرند ، و آن را كج و معوج مىخواهند .
--> ( 1 ) سوره اعراف ، آيه 44 - 45 .